Matamsara.Blogsky.com

28 صفر 91 - بوشهر - ماتم سرا • عزاداری سنتی آغاجاری
X
تبلیغات
رایتل

28 صفر 91 - بوشهر

18 بهمن

واحد جدید تاراج خزان

دانلود مراسم



ایمان میرشکاری

شهادت امام رضا 

واحد جدید چرخ گردون

دانلود مراسم


متن هردو در ادامه مطلب - برگرفته از آوای لیان




چرخ گردون را عجب شوروفغانی امشب است/در میان سینه ها حازن عیانی امشب است
آه و واویلا که معراج رسول آغاجازشد/رنج و اندوه جدایی بتول آغاز شد
گشته پایان صفر یاباز آغاز بلا/همچوآغاز محرم شد جهان ماتم سرا
درسفر چون شد مهیای صفر خیرالبشر/مزمحل شد قلب عالم شد جهان زیروزب
شد کفن جسم رسول الله و غم آغاز شد/گوشه جانکاه ماتم پرده غمساز شد
دست مولا بسته شدآغاز درد حیدر است/فصل تاراج حدیث و جایگاه منبراست
روی زهرانیلی از سیلی شود ای شیعیان/قلب عالم زین مصیبت میشود بیت الحزان
ازدوماتم شیعیان عالم سیه دارد بتن/ هم زداغ مصطفی هم هجر جانسوز حسن
آه کز ماتم حسین اینک سیه پوشیده است/ راحت جانش حسن زهر ستم نوشیده است
بعد زهرا و علی گشته است ستم سهم حسن/جام زهر کین و خون دل به پهنای لگن
شیعه از نامردمی دردی فزون دارد بدل / ازستم اندوه و اقیانوس خون دارد بدل
بانگ ماتم بازهم می آید از اقلیم توس / شدمکدر شمس در ازغربت شمس الشموس
گفت سلطان خراسان بانوایی دل حزین / برده از این پیکرم تاب و توان را زهرکین
هرم تب افتاده بر تن جسم و جانم آتشین/تب بیادم آورد اندوه زین العابدین
تب عطش بریاد من آورده رب العالمین/وین دلم را تشنگی برده است تا کام حسین
بر پیامم را مدینه ای صبای غم نهاد/بلکه بهر آخرین دیدار من آید جواد
من در این غربت پریشان خاطر وبی یاورم/سخت دلتنگ لقای مهرو لطف خواهرم
خواهر دل خسته ام محزون دیدار من است/ اشک ریزان بهر دیدار ودل افکار من است
بارالها کن قبول از این عزاداران عزا/ هدیه شان کن باقیات و صالحات اش درجزا
وآن ظهور یوسف گمگشته راآسان نما/چشم عالم را به دیدار رخش مهمان نما
شکر ایزد روزی موجی عطا شد بیت بیت/ناله و در یوزگی ها درسرای اهل بیت
شعر: محمودموجی



» واحد : تاراج خزان
» مداح : حاج مصطفی گراشی
» آهنگ : سعید فرهی
» شاعر : محمود موجی
» تاریخ :
آید از طوس غریبانه نوای دگری
در گلو پیک غم آورده عزای دگری
باز طوفان بلا خیز خبر آورده
باغ غربت چه غریبانه ثمر آورده
موسم هجرت و اندوه رضا آمده است
زین سبب شاه خراسان به نوا آمده است
که من از شهر مدینه زجفا دور شدم
وز ستم ساکن در غربت و مهجور شدم
از وطن وز حرم خویش جدا گردیدم
عازم طوس پر اندوه و بلا گردیدم
یا محمد بنگر یک نظر ای فخر جهان
که چه کردند به اولاد تو آن بی خبران
در صفر سینه ما غمزده بود از سفرت
موسم هجرت جانسوز تو بود و خبرت
سینه از رحلت جانسوز و فراقت خون بود
وز غمت کون و مکان غمزده و محزون بود
رفتی وغصه پیمان شکنان داشته ای
بیم تاراج خزان زآن چه که خود کاشته ای
غصه غارت بی وقفه منبر بودت
ماتم فاطمه و محنت حیدر بودت
سوخت بعد از تو از آن آتش بیداد و ستم
خانه فاطمه در غارت و فریاد و ستم
صورت نیلی زهرا سند آن محن است
بعد تو جایگه فاطمه بیت الحزن است
بعد تو فاطمه را قوم ستمگر کشتند
هم زبیداد و ستم ساقی کوثر کشتند
امشب ای جد گرانمایه غمین جان وتن است
داغ اندوه دل غرق بخون حسن است
مجتبی یاد تو و داغ تو دلخونم کرد
غربت و بیکسی ات غمزده محزونم کرد
داستان تو و آن تشت لبالب از خون
کرده تا روز جزا سینه ما را محزون
مجتبی همچو تو من نیز جگر سوخته ام
در تب و تاب غریبانه من افروخته ام
آتش افکنده به جان و تن من زهر ستم
یاوری نیست در این واقعه از اهل حرم
هر نفس شهر نبی غمزده یادم آید
دیده بر در شده ام بلکه جوادم آید
بارالها بحق صورت نیلی بتول
کن عزاداری ما غمزدگان را تو قبول
فرج شمس فروزنده تو آسان گردان
روشن از نور رخش عالم امکان گردان
"موجی" غمزده امید شفاعت دارد
زین جهت از قلمش غصه و غم می بارد

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد